<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>BeSt SuBjEcTs @ S-SePeHr.CoM</title>
<link>http://s75.blogfa.com/</link>
<description>BeSt DoWnLoAd @ S-SePeHr.CoM</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 28 Feb 2010 18:34:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> نكته برای رسیدن به تفاهم در زندگی خانوادگی و زناشویی</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-926.aspx</link>
<description>در دهه گذشته، بالاترین میزان طلاق در جهان از آن آمریكا بوده است. در كشور ما نیز طلاق به‌ویژه در كلان شهرها رو به فزونی نهاده است. این مقاله تلاش می‌كند با بهره‌گیری از شیوه‌ای علمی چگونگی روابط شخصی همسران را در شرایط حاد و بحرانی مورد بررسی قرار ‌دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنها گروهی از محققان مطالعات دقیقی نه‌ فقط درباره همسرانی كه روابط صمیمی و سعادتمندی با هم ندارند، بلكه در مورد زندگی زوج‌های خوشبخت انجام داده و سعی در كشف و شناخت تفاوت‌های اصلی بین این دو گروه از زوج‌ها كرده‌اند. یكی از پیشگامان فعالیت در این عرصه، دكتر هاوارد مارك من، استاد روان شناسی در دانشگاه دنور و سرپرست مركز مطالعاتی در امور و مسا ئل زناشویی و خانوادگی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كتاب او به نام &quot;ما موفق می‌شویم: شناخت اختلافات زناشویی&quot; كار مشتركی است با دكتر كالیفرد ناتس ریس، استاد روان‌شناسی در دانشگاه واشنگتن دی.سی و سرپرست مركز روان‌شناسی خانوادگی که متن زیربه بیان گوشه‌هایی از این كتاب می‌پردازد. واقعیت‌هایی وجود دارد كه دانستن آنها برای همه همسران ضروری است تا بتوانند زندگی زناشویی خود را حفظ و تداوم بخشند یا زندگی زناشویی ناموفق خود را اصلاح و باز‌سازی‌ كنند. این واقعیت‌های ساده به شما كمك می‌كنند در مواقعی كه زندگیتان دستخوش مشكلات شده و آشفتگی ناشی از این مشكلات به روابط نزدیك شما با همسرتان آسیب رسانده، تصمیمات درستی اتخاذ كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000059&gt;&lt;IMG src=&quot;http://persian-star.org/template/tik.gif&quot;&gt; 1. هر رابطه‌ای گنجینه‌ای از امید‌ها و آرزوهاست&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; تحقیقات ما نشان می‌دهد كه مخرب‌ترین نبرد‌ها و كشمكش‌ها با نیات خیر شروع می‌شوند. این نیات خیر پایه و اساس گنجینه‌ای از امید‌ها و آرزوهای نهفته‌ای را پی می‌ریزند كه برای رسیدن به روابط شادی بخش و سعادتمند كافی هستند. از نیات خیر و گنجینه امید‌ها و آرزوهای نهفته در آنها بهترین استفاده را ببرید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://persian-star.org/template/tik.gif&quot;&gt; 2. ما تحقیقات خود را با این فكر شروع كردیم كه كشف تفاوت‌ها در زوج‌های موفق و ناموفق كار ساده‌ای است. اما این حقیقت نیز روشن شد كه تفاوت‌های مشخص و قابل‌توجهی در میان هست كه می‌توان آنها را كوچكتر یا كم‌اهمیت‌تر كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبیعت انسان هرچه كه باشد چون بیشتر ما در روابط خود مشكل داریم بر این گمان هستیم كه تغییراتی را باید همسرمان ایجاد كند و نه خود ما. اما غالبا متوجه نیستیم كه ما كنترلی بر رفتار همسرمان نداریم و در نتیجه چنین ناآگاهی دچار نومیدی می‌شویم ؛ نومیدی درباره بهبود روابطمان اما اگر او تغییر كند، همه چیز بر وفق مراد خواهد شد. البته موفقیت ما زمانی است كه به این واقعیت برسیم كه با ایجاد كمترین تغییر در خود می‌توانیم تأثیر بزرگ و تغییرات مثبتی به وجود آوریم تا ما را نسبت به همسرمان خوشبین‌تر و پذیراتر كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;- در روابط خود با همسرتان از عبارات و كلمات محبت‌آمیز و محترمانه استفاده كنید.&lt;BR&gt;- هنگام گردش و پیاده روی دست در دست او و همگام با او گام بردارید و همراه خوبی برایش باشید.&lt;BR&gt;- هنگام عصبانیت از كلمات و عبارت‌های ناخوشایند و آزاردهنده استفاده نكنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://persian-star.org/template/tik.gif&quot;&gt; 3. آنچه موجب اختلاف بین زوج‌ها می‌شود، مشكلات نیست بلكه نحوه برخورد با مشكلات است كه مسئله‌ساز می‌شود. بسیاری از همسران تصور می‌كنند كه اختلافات موجود در روابطشان معلول تفاوت‌هایی است كه با همسرانشان دارند. بار‌ها و بار‌ها چنین سخنانی را از زبان بسیاری از زن و شوهرها شنیده‌ایم که ما با هم تفاهم نداریم؛ همسرم به بیرون رفتن علاقه دارد، ولی من دوست دارم در خانه بمانم، یا زنم زود می‌خوابد، اما من شب‌زند‌ه‌داری را دوست دارم. این گونه استدلال‌ها، تلاش‌های معقول و قابل‌قبولی برای توجیه ناكامی‌هاست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما زن و شوهر‌هایی كه روابط موفق و شادمانه‌ای با هم دارند، به‌ جای پرداختن به موضوعاتی كه در مورد آنها اتفاق نظر دارند یا ندارند، بیشتر می‌كوشند تا مهارت‌های شنیداری خوبی در خود ایجاد كنند. چنین مهارت‌هایی هیچ گونه نقش یا تاثیری در از میان برداشتن اختلافات، توافق اجباری یا تحمیلی یا پند و اندرز دادن به یكدیگر ندارند. لازمه داشتن مهارت‌های شنیداری، شناخت و پذیرش تفاوت‌های شخصیتی و ذوق و سلیقه فردی است. داشتن یك شنونده خوب یعنی داشتن یك دوست خوب. در یك رابطه زناشویی موفق هر یك از 2 طرف، دیگری را دوست خوبی برای خود می‌داند و نه یك قاضی یا مشاور.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://persian-star.org/template/tik.gif&quot;&gt; 4. همسران در مبارزه با یكدیگر از سلاح‌ها ی متفاوتی استفاده می‌كنند، اما از جراحات مشابهی رنج می‌برند. آنان نه تنها از زخم‌های مشابهی رنج می‌برند بلكه سعی در حفظ و تداوم آنها دارند تا به این وسیله به همان اهداف، تأیید‌ها، حمایت‌ها، و عشق و محبتی كه نیاز دارند برسند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتی زن و شوهر‌ها سعی می‌كنند تا مشكل موجود در روابط خود را پیدا كنند معمولا به جای این كه آن اهداف نهایی را كه 2 طرف به شدت طالبشان هستند مورد برسی و مطالعه قرار دهند، بیشتر به سوی همان سلاح یا حربه همیشگی خود می‌روند. ما وقتی تحقیق خود را بر اهداف مشتركی كه زن و شوهرها در روابط خود دارند متمركز كردیم، توانستیم تصورات غلط متداولی را كه زنان و مردان هنگام ازدواج درباره تفاوت‌های زن و مرد دارند، آشكار ‌سازیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://persian-star.org/template/tik.gif&quot;&gt; 5. بر خلاف این عقاید سنتی كه مردان در داشتن روابط صمیمی مشكل دارند و زنان معمولا تمایل به واكنش شدید دارند، هر 2 جنس در تمایلات خود برای داشتن روابط صمیمانه با یكدیگر تفاوت ناچیزی دارند.&lt;BR&gt;بنابر دلایل متعدد، هم از نظر زیست‌شناسی و هم از لحاظ فرهنگی، مردان در كنترل و حل و فصل اختلافات لحظات دشواری را می‌گذرانند، حال آنكه برای زنان تحمل سردی روابط عاطفی مشكل‌تر است. مردم باید یاد بگیرند كه چگونه كشمكش‌ها، عصبانیت‌ها و اختلاف نظر‌های خود را كه در همه روابط وجود دارند یا به وجود خواهند آمد، حل و فصل كنند نه این كه برای داشتن روابط زناشویی موفق، مدام به فكر ازدواج مجدد باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متأسفانه، زن و مرد وقتی زندگی مشترك خود را شروع می‌كنند، هیچ گونه اطلاع یا توافقی بر سر قوانین یا مهارت‌های لازم در برخورد با احساسات منفی شدیدی كه در زندگی زناشویی پیش می‌آید و اجتناب ناپذیر هم هستند، ندارند. هنگام بروز اختلاف و ندانستن چنین قوانین و مهارت‌هایی، زن و شوهرها غالبا متوسل به رویارویی و انتقاد‌های مستقیم می‌شوند. چنین شیوه برخوردی می‌تواند به طرف مقابل آسیب جدی برساند. همسران به‌ جای این كه یاد بگیرند خودشان بر اختلاف نظر‌ها و كشمكش‌ها فایق آیند، اجازه می‌دهند تا اختلافات پیش آمده آنها را تحت كنترل خود گیرند. </description>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 18:34:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=926</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-926.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکلات</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-925.aspx</link>
<description>مطمئناً شما نيز در زندگي گرفتار اين مشکلات شده ايد. در بيشتر روابط زن و مرد، همواره مشکلاتي پيش مي آيد که عمده دليل آن، تفاوتهاي ذاتي و رفتاري زن و مرد است. البته به ندرت، زوج هايي هستند که مي توانند با رعايت نکاتي بر اين مشکلات غلبه کنند. در اين مواقع چه کار مي کنيد؟ نکته مهم و اساسي اين است که دقيقاً با بررسي مراحل، بدانيد که نتيجه ي اين ارتباط چه خواهد بود؟ آيا در صورت جدايي، مي توانيد براحتي اين مسئله را قبول کنيد و دچار افسردگي هاي ناشي از آن نشويد؟ لطفاً به راهکارهاي زير توجه کنيد:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر با يکديگر تفاهم نداريد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1-تصميم بگيريد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اولين اقدام اين است که خودتان با خود کنار بياييد و به اين نتيجه برسيد که کدام راه بهتر است. جدايي يا ؟! البته، بعضي اوقات هر دو طرف با رابطه اي بدون استرس سالها در کنار هم هستند و شايد تنها به ندرت درگيريهاي کوچکي داشته باشند. امّا در مقابل بيشتر دختر و پسر ها با وجود اختلافات ممتد، باز هم نمي توانند بر وابستگي ها و عواطف خود غلبه کنند و اين رابطه هر روز پيچيده تر مي شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2-در صورت تصميم به جدايي، کاملاً رابطه خود را قطع کنيد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زماني که تصميم به جدايي گرفتيد، ديگر تحت هيچ عنوان اين رابطه را ادامه ندهيد، گاهي اوقات، يکي از طرفين با تحميل و چسبيدن هاي بي هدف، تنها اوضاع را بدتر مي کند و باعث اتلاف وقت خود و نفر مقابل مي شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3-مسئله را جدّي بگيريد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يکي از دلايل شکست هاي عشقي اين است که طرفين از ابتدا اهداف خود را در اين رابطه تعيين کنند، بيشتر دختر، پسرها تنها روي حساب ارتباطي معمولي و دوستي پيش مي روند تا جايي که به دليل وابستگي ايجاد شده، مشکلات شروع و جدايي بسيار دردآور مي شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خودتان را تست کنيد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1-درصد خوشبختي خود را بدانيد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جدايي در روابط، کاري بس دشوار است. شايد سوالاتي از اين قبيل در ذهن شما شکل بگيرد، آيا اين آدم اصلاً ارزش دوستي را دارد؟ در صورت جدايي، مي توانم فراموشش کنم؟ حتّي اگر تصميم بگيريد، او را فراموش کنيد، همواره خاطرات در ذهن شما باقيست. برقراري ارتباط در ابتدا آسان، ولي به تدريج با گذر زمان و بروز مسائل جديد، پيچيده مي شود. بنابراين از همان ابتداي شروع رابطه، چگونگي و ارزش طرف مقابل، عواطف و ... را در نظر بگيريد، در غير اين صورت، در آخر مجبوريد متحمّل افسردگي و غصّه هاي ناشي از جدايي باشيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2-تعهد را همواره در نظر داشته باشيد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يکي از اشتباهات برخي اين است که هر حرفي که طرف مقابل بزند، در نهايت سادگي و در ابتداي رابطه باور مي کنند، شايد تمام حرفها و واژه هايي که به شما مي گويد به کس ديگر هم بگويد! به دنبال علائمي باشيد که نشان دهد تنها شما در زندگي او هستيد، آيا وي تعطيلات آخر هفته را با شما سپري مي کند؟ به مراسم ها، مثل، تولدتان يا ... اهميّت مي دهد؟ و... اينها همگي نشانه ي نزديکي رابطه و تعهد طرفين نسبت به يکديگر است. در غير اين صورت، شايد شما آخرين يا تنها نفر زندگي او نيستيد!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- شايد آخرين فرصت شما نباشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در شروع رابطه به اين فکر نکنيد که اين آخرين فرصت عاشقيست! به سرعت تصميم نگيريد، قبل از اينکه رابطه شما نزديک تر شود، طرف خود را بشناسيد، چرا که با شروع يک رابطه، هيچ تضميني براي موفقيت يا خوشبختي و ادامه ي آن وجود ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درگيريهاي عشقي و جدايي ها همواره به ايجاد استرس و افسردگي در دو طرف منجر مي شود. هميشه منتظر کسي باشيد که ارزش آن را داشته باشد. باز هم تاکييد مي کنيم که در تصميم گيري هاي خود عجله نکنيد، در روياهاي خود غرق نشويد، اجازه دهيد با گذر زمان، ابهامات و مشکلات بروز کند.</description>
<pubDate>Tue, 23 Feb 2010 19:19:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=925</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-925.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لعنت بر اين Space </title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-924.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;روزي كه آمدي &lt;BR&gt;تند تند تايپ مي كردي &lt;BR&gt;و &lt;BR&gt;ميان من و تو &lt;BR&gt;&quot;فاصله&quot; نمي گذاشتي &lt;BR&gt;چون درست تايپ كردن نميدانستي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روزي كه رفتي &lt;BR&gt;تايپ كردن بلد شده بودي &lt;BR&gt;و &lt;BR&gt;بين من و تو &lt;BR&gt;&quot;فاصله&quot; &lt;BR&gt;انداختي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و حال &lt;BR&gt;اين فاصله ميان من و تو &lt;BR&gt;در درونم بيداد مي كند &lt;BR&gt;كاش مي دانستي كه &lt;BR&gt;من &lt;BR&gt;و &lt;BR&gt;تو &lt;BR&gt;&quot;كلمه&quot; &lt;BR&gt;نيستيم &lt;BR&gt;. &lt;BR&gt;. &lt;BR&gt;. &lt;BR&gt;. &lt;BR&gt;لعنت بر اين Space &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Feb 2010 19:13:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=924</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-924.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشان دهيد دوستش داريد</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-923.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;شايد شما جزء مردهاي رمانتيک نباشيد ، من هم نيستم. لازم نيست که هر روز براي همسرتان نامه هاي عاشقانه بنويسيد، يا دسته گل بفرستيد. کارهاي کوچکي هستند که با انجام آنها مي توانيد تغييرات بزرگي ايجاد کنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او از شما انتظار دارد تا دوستش باشيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما به راستي، دوست يک خانم بودن چه معنايي دارد؟ درست مانند يک دوست آقا، بايد يک سري وجوه اشتراک با هم داشته باشيد. دقت کنيد که گفتم يک سري مشترکات، نه اينکه عيناً شبيه به هم باشيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هيچ دو نفري وجود ندارند که شبيه به هم آفريده شده باشند. هميشه چيزهايي وجود دارد که شما دوست داريد، اما خانم دوست ندارد، و يا بالعکس. اين امر کاملاً طبيعي است. تا زماني که به اندازه کافي ميان شما دو نفر وجوه اشتراک داشته باشد، ميتوانيد خوشحال باشيد و از زندگي لذت ببريد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گاهي اوقات بايد تحمل کنيد و کاري که اصلاً دوست نمي داريد را انجام دهيد. در مواقع ديگر نيز بايد به او اجازه دهيد تا برخي از کارها را خودش به تنهايي انجام دهد. در مقابل او نيز بايد يک چنين رفتارهايي را در قبال شما انجام دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زمانيکه به شما گفت مي توانيد بدون حضور او در برنامه خاصي شرکت کنيد و موافقت خود را با اين امر اعلام کرد، مي توانيد به راحتي حرف او را باور کنيد. اگر يکي از دوستان مذکر شما علاقه اي به همراهي شما در برنامه خاصي نداشته باشد، شما مطمئناً از دست او ناراحت و يا عصباني نمي شويد. اين امر در مورد همسرتان نيز بايد صدق کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بد نيست هر چند وقت يکبار با دوستانتان بيرون برويد، اما بهتر است که بيشتر وقت خود را با او بگذرانيد. زمانيکه مشغول انجام دادن کاري هستيد، مي توانيد از او درخواست کنيد تا شما را همراهي کند. به هر حال او دوست شماست؛ فراموش که نکرديد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از شما انتظار دارد تا با او ارتباط برقرار کنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين قانون طبيعت است که وقتي آقايون در مورد مشکلات خود با ديگران صحبت ميکنند، به راستي دنبال راه حلي براي رفع آن هستند، اما اين امر در خانم ها کاملاً متفاوت است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنها به اين دليل در مورد مشکلات خود با شما صحبت مي کنند تا توانسته باشند به نوعي احساسات خود را تخليه نمايند. خانم ها اغلب در چنين مواقعي به دنبال راه حل نمي گردند. آنها فقط به اين خاطر در مورد مشکلات خود با شما صحبت مي کنند که بهتر بتوانند مسائل را تجزيه و تحليل نمايند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تا زمانيکه او از شما راه حل نخواسته، هيچ پيشنهادي در اين زمينه مطرح نکنيد. فقط گوش کنيد و اجازه دهيد گفتگو ادامه پيدا کند. اگر او از شما نصيحت بخواهد، خودش بعداً در اين مورد از شما سؤال خواهد کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هنوز هم برخي از مردها هستند که تصور مي کنند نظر خانم ها ارزشي ندارد. اگر شما جزء اين دسته از آقايون هستيد با عرض پوزش بايد بگويم که همين حالا بايد ديدگاه خود را تغيير دهيد!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خانم ها از هوش و ذکاوت بالايي برخوردار بوده و داراي توانايي هاي بيشماري هستند و شما نيز ملزم هستيد که به نظرها و عقايدشان احترام بگذاريد. البته منظور ما اين نيست که شما در همه حال بايد با عقايد و پيشنهاد هاي آنها موافق باشيد، بلکه او نيز همانند شما حق نظردهي دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سعي کنيد هميشه در مورد مسائل مختلف از او نظر خواهي کنيد و وقايع زندگي خود را با او در ميان بگذاريد. به حرف هاي او گوش کنيد و در عين حال زمانيکه براي خودش مشکلي به وجود آمد ، با تمام وجود پشتيباني و حمايت خود را نشان دهيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زمانيکه من مي گويم: &quot;گوش کنيد&quot; منظورم اين است که به حرف هايش توجه کنيد. او دقيقاً تمام احساساتش را با شما در ميان مي گذارد و از اين طريق مي توانيد دريابيد که آيا مي توانيد دوست خوبي براي او باقي بمانيد!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر آقايون ياد مي گرفتند که چگونه مي توانند کارهاي کوچک را انجام دهند، ديگر لازم نبود دست به کارهاي بزرگ بزنند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او از شما توجه و احترام مي خواهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شايد شما جزء مردهاي رمانتيک نباشيد، من هم نيستم. لازم نيست که هر روز براي خانم نامه هاي عاشقانه بنويسيد، يا دسته گل بفرستيد. کارهاي کوچکي هستند که با انجام آنها مي توانيد تغييرات بزرگي ايجاد کنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مثلاً از او بخواهيد تا با شما بيرون بيايد، از محل کار خود با او تماس بگيريد، و حالش را بپرسيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين قسمت نقل قولي از يکي از دوستانم را مي خوانيد....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;خانم ها کارهاي کوچک بسيار زيادي انجام مي دهند، اما آقايون ترجيح مي دهند فقط يک کار بزرگ انجام دهند. خانم ها تمام کارهاي کوچک را جدا از هم و با ارزش يکسان در نظر مي گيرند؛ اين در حالي است که آقايون احساس مي کنند يک کار بزرگ، جاي همه کارهاي کوچک را مي گيرد!&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متوجه شديد؛ اين راز بزرگي است....اگر آقايون ياد مي گرفتند که چگونه مي توانند کارهاي کوچک را انجام دهند، ديگر لازم نبود دست به کارهاي بزرگ بزنند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اجازه دهيد همسرتان درک کند که دوستش مي داريد. بايد به اندازه کافي کارهاي رمانتيک برايش انجام دهيد؛ و در هر حال با رفتار خود به او ثابت کنيد که دوستش داريد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنها چيزي که او مي خواهد اين است که به او نشان دهيد دوستش داريد و برايش ارزش و احترام قائل هستيد. فکر نمي کنم اين کار سختي باشد، اينطور نيست؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Feb 2010 19:10:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=923</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-923.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا جوان ها يكباره گوشه گير مي شوند؟</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-922.aspx</link>
<description>چرا جوان ها يكباره گوشه گير مي شوند؟&lt;BR&gt;  در شرايط عادي بسيار ديده شده جواناني كه به مرحله رشد مي رسند يكباره خود را از مصاحبت والدين و بزرگترها كنار كشيده و عزلت و تنهايي بر مي گزينند ؛ درست مثل كرم ابريشمي كه در نهايت صبر و حوصله و آرامش به دور خود تار مي تند تا به پروانه اي تبديل شده و به پرواز در آيد.&lt;BR&gt;خيلي از پدر و مادرها متوجه اين موقعيت و ضرورت رشد فرزندان خود نشده غالباً با دلسوزي هاي بسيار و پرسش هاي مكرر و سؤالاتي مثل: چه شده، چه اتفاقي افتاده، چرا اين قدر ساكتي، چرا حرف نمي زني ؟ (كه البته بيشتر جنبه خير خواهانه دارد ) آرامش و امنيت روحي جوانان را برهم مي زنند.  گاهي هم با عكس العمل هاي تلخي از طرف جوان خود روبرو مي شوند كه در نهايت منجر به تشكيل يك حلقه معيوب درروند ارتباط خانواده و فرزندان مي شود.  در اين قبيل مواقع گاهي فرصتي پيش مي آيد كه بزرگترها مي توانند با دخالت هاي حساب شده وارد معركه شده و از بحران روحي جوانان بكاهند.&lt;BR&gt;دوران شگفت انگيز&lt;BR&gt;واقعيت اين است كه اين دوران يكي از شگفت انگيزترين و توفاني ترين دوره هاي حيات جوان است. جوان در اين دوره شكافي عميق و پرتگاهي ناپيدا در درون خود احساس مي كند ؛ يعني از يك طرف آرامش و بي خبري دوران كودكي را پشت سر گذاشته و از طرفي هنوز به اعتماد به نفس كامل و استحكام روحي لازم نرسيده است . يك روز رفتار و حركات بچگانه دارد و از هر مسئوليتي شانه خالي مي كند و روزي ديگر آن چنان احساس بزرگي مي كند كه مي خواهد دنيا را اصلاح كند. دراين حال گاهي ساعت ها به سكوت و انزوا پناه مي برد  و گاهي به اجتماعات شلوغ و پر سر و صدا روي مي آورد طوري كه حتي بلندترين صداي موسيقي هم او را راضي و ارضائش نمي كند.  يا گاهي وجود خود را متزلزل و در آستانه ويراني مي بيند و گاهي خود را متكبر و از خود راضي نشان مي دهد تا نشانه هاي عدم ثبات و تزلزل دروني خود را بپوشاند.  &lt;BR&gt;عبور از بحران&lt;BR&gt;دراين شرايط بحراني هر نوع دخالت مستقيم و يا بازگويي اشتباهات و خطاهاي احتمالي باعث ايجاد عناد، لجاجت و عقب نشيني آنان و نوعي سرخوردگي جوان مي شود . كارشناسان مسايل اجتماعي - خاصه آنان كه در مسائل جوانان دستي و مطالعه اي دارند - معتقدند بهترين چاره  براي عبور از اين بحران &quot;سكوت آگاهانه&quot;، &quot;انتظار بيدار&quot; و &quot;ايجاد تفاهم و اطمينان&quot; است.&lt;BR&gt;اگر به اين شيوه رفتار شود نوجوان و جوان به تدريج خود را به بزرگترها نزديك كرده و با ميل و رغبت باطني دست كمك و راهنمايي آنان را مي فشارد و سرانجام در يك جو اعتماد و تفاهم ، آرامش و امنيت لازم براي رشد و بالندگي جوانان فراهم مي شود.&lt;BR&gt;اما اگر اين &quot;سكوت آگاهانه&quot; و &quot;انتظار بيدار&quot; به &quot;خواب غفلت&quot; بدل شود و پدر و مادر خود را به دليل عجز وسهل انگاري و يا ضعف وبي تفاوتي از دنياي فرزندان خويش كنار بكشند و آنها را به حال خود رها سازند ، جوانان روز به روز آشفته تر و بيقرارتر مي شوند ؛ حس احترام و اعتمادي كه نسبت به بزرگترها داشتند و نيز معيارهاي ارزشي را كه براي  رشد نيروي داوري خود لازم دارند از دست مي دهند و خود را نيز درهم شكسته مي بينند و اين تغيير و تحول ذهني در پاره اي زودتر و در برخي ديرتر صورت مي گيرد . عده اي هم به غلط تصور مي كنند كه دوران رشد يكباره تمام مي شود و جوان مي تواند كليه مسائل و مشكلات روحي و سرسختي هاي دوران بلوغ را كنار بگذارد و تسليم محض و بي اراده بزرگترها شود ؛ در حالي كه در خيلي از موارد نه تنها جريان رشد كامل نشده بلكه زودتر از موعد قطع شده است. متأسفانه برخي از والدين راحت طلب نمي توانند دريابند كه اين نوع به عقل رسيدن چيزي جز قطع ناگهاني فعل و انفعالات سالم و در عين حال توفاني دوران بلوغ نيست و بيشتر به پوسيدگي زودرس يك ميوه نارس شباهت دارد . &lt;BR&gt;تربيت آگاهانه&lt;BR&gt;به نظر انديشمندان ، بي تفاوتي و سهل انگاري بزرگترها همان قدر آرامش زمان رشد را برهم مي زند كه دخالت ها و امر و نهي هاي بيش از اندازه و نابجاي آنان . اگر كسي بخواهد نوجوان و جوان خود را نه از طريق رام كردن و خام كردن ، بلكه از راه تربيت صحيح و آگاهانه به آزادي، تفكر، استقلال رأي و احساس مسئوليت فردي و اجتماعي هدايت كند لازم است در نهايت متانت و بردباري دورادور و بدون دخالت مستقيم و احياناً تحميل كمك خود ، او را در راه سخت و ناهمواري كه در پيش دارد همراهي كند. او بايد بداند رشد عقلي و روحي انسان خواه سريع ، خواه كند، خواه با كمك بزرگترها و يا بدون دخالت آنها به همان نسبت پيچيده است كه تحول  حيات در سير آفرينش و تبديل يك كرم ابريشم بي دفاع به يك پروانه ي بلند پرواز...&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Feb 2010 19:07:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=922</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-922.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا مرا شکستي ؟</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-921.aspx</link>
<description>&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;برايت خاطراتي بر روي اين دفتر سفيد نوشتم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که هيچکسي نخواهد توانست چنين خاطرات شيريني را &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براي بار دوم برايت باز گويد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا مرا شکستي ؟چرا؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اشعاري برايت سرودم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که هيچ مجنوني نتوانست مهرباني و مظلوميت چهره ات را توصيف کند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا تنهايم گذاشتي ؟چرا؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روي ورق هاي باقي مانده وجودم نگاشتم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا اين چنين کردي با من ؟چرا؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زيباترين ستارگان آسمان را برايت چيدم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خوشبو ترين گلهاي سرخ را به پايت ريختم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا اين چنين شد/؟چرا؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من که بودم؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که هستم به کجا دارم مي روم &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Feb 2010 19:02:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=921</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-921.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چطوري جوون بمونيم؟</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-920.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;-اعداد و ارقام غير ضروري رو دوربنداز!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اين اعداد شامل سن، قد و وزن ميشه&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;بگذار دکترها راجع به اين عددها نگران باشن&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;خوب واسه همينه که بهشون ويزيت مي دي.&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; 
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;2 دوستهاي شاد و خوش و خرم و سر حالت  رو براي خودت نگه دار!&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;آدمهاي بي حس و حال تو رو هم بي حال مي کنن&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;( اگه خودت جزو اين دسته اي حواست باشه!)&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;3- دائم در حال يادگيري باش!&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;سعي کن بيشتر راجع به کامپوتر، کارهاي دستي،باغباني و خلاصه هرچي که فکر مي کني ياد بگيري&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;هيچوقت نگذار مغزت بي کار بمونه&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&quot;مغز بيکار پاتوق شيطانه&quot;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اين شيطان هم اسمش آلزايمر ِ&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;4- از چيزهاي ساده، لـــذت ببر&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;5- اغلب بخنـــــد، قهقهه هاي بلند و طولاني&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اونقدر بخند که نفست بند بياد&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اگه دوستي داري که خيلي باهاش مي خندي، پس خيلي باهاش وقت بگذرون&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;6- گاهي اوقات يه کم اشک بريز&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;سختي کشيدن هست، غمگين بودن هست اما ادامه بده&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;تنها کسي که تمام طول زندگيمون کنار ماست، خود ما هستيم&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;پس تا وقتي که زنده ايي زندگي کن&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;7- دور و اطرافت رو با آدمهاو چيزهايي پر کن که دوستشون داري&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;با د وستها و فاميل، با يادگاري هات، حيووون خونگي، موسيقي ، گل و گياه و خلاصه هرچيزي&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;خوب حالا  خونه ات پناهگاه و محل آرامشت شد؟&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;بگو ببينم، رابطه ات با خدا چطوره؟&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;8- سلامتيت رو جشن بگير و بهش اهميت بده!&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اگه سالمي، سعي کن اين وضعيت رو حفظ کني&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اگه وضعت متغيره، سعي کن متعادلش کني و حالت رو بهتر کني&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اگر هم فکر مي کني تنهايي از پسش بر نمي آيي،از يک نفر کمک بگير&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;9- به سمت ناراحتي ها ت سفر نکن!&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;برو به يک مرکز خريد، برو به يه محله ي ديگه، حتي برو يه کشور ديگه&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اما هيچ وقت جايي نرو که باعث سرافکندگي و احساس گناهت بشه&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;10- از هر فرصتي که داري استفاده کن و به همه کساني که دوستشون داري، عشقت رو نشون بده&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 19:29:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=920</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-920.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بيا... </title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-919.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;بيا... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ستاره ديده فرو بست و آرميد بيا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شراب نور به رگهاي شب دميد بيا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي تو باز مي گردي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كوچك ترين ستاره چشمم خورشيد است.! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي تو نيستي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شادي كلام نامفهومي است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و دوستت مي دارم رازي ست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كه در ميان حنجره ام دق مي كند! &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 17:55:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=919</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-919.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشگاه ...</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-918.aspx</link>
<description>ترم اول(ترم جو گيريدگي):&lt;BR&gt;الو سلام ماماني.منم هوشنگ.واي ماماني نمي دوني چقدر اينجا خوبه. دانشگاه فضاي خيلي نازيه.واي خدا خوابگاه رو بگو.وقتي فکر مي کنم امشب روي تختي مي خوابم که قبل از من يه عالمه از نخبه ها و دانشمنداي اين مملکت توش خوابيدن - و جرقه اکتشافات علمي از همين مکان به سرشون زده – تنم مور مور ميشه..راستي اينجا تو خوابگاه يه بوي مخصوصي مياد که شبيه بوي خونه اصغر شيره اي همسايه بغليمونه.دانشجوهاي سال هاي بالاتر ميگن اين بوي علم و دانشه! لامسب اينقدر بوي علم و دانش توي فضا شديده که آدم مدهوش ميشه!!! پريشب يکي از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمويت بيمارستان!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 2(ترم عاشق شدگي):&lt;BR&gt;آه اي مريم.اي عشق من.همه زندگي من.مي خواهم درختي شوم و بر بالاي سرت سايه بيفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرايي کني.ميخواهمت با تمام وجود عزيزم.همه پول و سرمايه من متعلق به توست.بدون تو اين دنيا رو نمي خوام.کي ميشه اين درس من تموم شه تا بيام بات ازدواج کنم...امروز يک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زيبايت را که همچون پروانه اي در کلاس ميدرخشيدي تماشا مي کردم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 3(ترم افسردگي):&lt;BR&gt;الو مامان سلام.مريم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولين عشقم بود دارم ميميرم از غصه .اي خدا بيا منو بکش راحتم کن.مامان من اين زندگي رو نمي خوام.....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 4(ترم زرنگ شدگي):&lt;BR&gt;الو سلام مهشيد جون خوبي عزيزم؟منم پژمان! کجايي نفس؟ نيستي؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوي من.بيا ببينمت قربونت برم...مهشيد جون من پشت خطي دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ ميزنم.......&lt;BR&gt;الو به به سلام چطوري ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت مي کردم.. پيرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوي من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم يه ذره شده واست.باشه عزيزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم5 (ترم مشروطه گي):&lt;BR&gt;الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط ميشم.2 نمره بم بده.به خدا ديشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آي سي يو بستريه. منم ضربه روحي خوردم دچار فراموشي شدم اصلاً شما رو هم يادم نمياد ....قول ميدم جبران کنم....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 6(ترم ولخرجيدگي) :&lt;BR&gt;الو مامان من خونه مي خوام ! راستي اون 50 تومني که 3 روز پيش فرستادي تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم7 (ترم پاتوقيده گي):&lt;BR&gt;سلام داش مصي! حاجي دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنير شيرازياي رديف بيار که مهمون دارم. 3 صوت هم آيس بيار مي خوايم فضا پيمايي کنيم.نوکرتم.آقايي&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم8 (ترم فارغ التحصيلگي):&lt;BR&gt;الو سلام خانم.واسه اين آگهي که توي روزنامه داديد تماس گرفتم.فرموده بوديد آبدارچي با مدرک ليسانس و روابط عمومي بالا.... &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 17:48:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=918</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-918.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درس دهم :</title>
<link>http://s75.blogfa.com/post-917.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;وقتی کودکی هفت ساله بودم، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و به من گفت: سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ ایجاد شده نگاه کن. سپس از من خواست که خودم را به جای آن سنگ تصور کنم. او گفت: &quot;تو می توانی تعداد زیادی از جلوه ها و نمودها را در زندگیت خلق کنی اما امـواجی که از این جلوه ها پدیـد می آید، صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات تو را بر هم خواهد زد. به خاطر داشته باش که تو در برابر هر آنچه در دایره زندگیت قرار می دهی مسوولی و این دایره به نوبه خود با بسیاری از دایره های دیگر ارتباط خواهد داشت. نیازمند خواهی بود تا در مسیری زندگی کنی که اجازه دهد، خوبی و منفعت ناشی از دایره ات، صلح و آرامش را به دیگران منتقل کند. آن جلوه هایی که از عصبانیت و حسادت ناشی می شود، همان احساسات را به دیگر ذایره ها خواهد فرستاد. تو در برابر هر دوی آن ها مسوولی.&quot;&lt;BR&gt;این نخستین بار بود که دریافتم هر شخص قادر است صلح و یا ناسازگاری درونی خلق کند که در جهان پیرامونش جریان یابد. اگر وجودمان سرشار از نزاع، نفرت، تردید و خشم باشد، هرگز نمی توانیم صلح را در جهان برقرار سازیم. ما احساسات و افکاری را که در درون نگاه داشته ایم از خود ساطع می کنیم، چه در مورد آن ها صحبت کنیم چه سکوت اختیار کنیم. هرآنچه در درون خویش داریم به جهان پیرامون ما سرایت می کند و خلق زیبایی یا ناسازگاری با تمامی دوایر دیگر زندگی مرتبط می باشد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#005b00&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(236,247,255)&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;نتیجه اخلاقی :&lt;/B&gt; این تمثیل جاودانی را همیشه به خاطر بسپاریم که به هر چیزی توجه کنیم، رشد و توسعه می یابد، از افکارمان تا اعمالمان!&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 17:16:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=s75&amp;postid=917</comments>
<dc:creator>s75</dc:creator>
<guid>http://s75.blogfa.com/post-917.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
